تفاوت اصلی ذی نفع و ذی حق در وجود یا عدم وجود پشتوانه قانونی برای مطالبه است. ذی نفع کسی است که از یک وضعیت، قرارداد یا رویداد سود یا منفعتی می برد، اما لزوما حق قانونی برای اجبار دیگران به تامین آن منفعت را ندارد. در مقابل، ذی حق شخصی است که به موجب قانون، قرارداد معتبر یا حکم دادگاه، دارای امتیاز و حق مشخصی است که در صورت تضییع، قابلیت پیگیری و مطالبه قضایی دارد. به بیان ساده تر، هر ذی حقی می تواند ذی نفع باشد، اما هر ذی نفعی لزوما ذی حق نیست و نمی تواند به صرف بهره مندی، ادعای حق قانونی کند.
مقدمه و اهمیت تشخیص دقیق مفاهیم حقوقی
در نظام حقوقی و تعاملات اجتماعی روزمره، شناخت دقیق مفاهیم بنیادین از اهمیت ویژه ای برخوردار است تا حقوق و منافع اشخاص به درستی تبیین و محقق شوند. تفاوت ذی نفع و ذی حق، از جمله تمایزات کلیدی است که با وجود شباهت های ظاهری و کاربرد گاه به جای یکدیگر در گفتار عامیانه، ماهیت و پیامدهای حقوقی کاملا متفاوتی دارند. درک صحیح این دو مفهوم، چراغ راهی برای فعالان حقوقی، وکلای دادگستری، مدیران کسب و کار و عموم جامعه خواهد بود.
بسیاری از افراد ممکن است به اشتباه این دو اصطلاح را به جای یکدیگر به کار برند یا تصور کنند هر کسی که از چیزی منفعت می برد، لزوما دارای حق قانونی نیز هست. این تصور اشتباه می تواند منجر به طرح دعاوی بی اساس، رد دعوا توسط دادگاه ها، تنظیم قراردادها با ابهامات خطرناک و از دست رفتن فرصت های قانونی برای احقاق حق شود. این نوشتار با هدف روشن ساختن این تمایزات بنیادین، به تحلیل عمیق هر یک از این مفاهیم می پردازد و با ارائه مثال های کاربردی در حوزه های مختلف حقوقی، به خواننده کمک می کند تا نه تنها تعاریف را فراگیرد، بلکه قدرت تشخیص و کاربرد صحیح آن ها را در موقعیت های واقعی به دست آورد.
ذی نفع چیست؟ تحلیل جامع مفهوم منفعت پذیری
مفهوم ذی نفع به شخصی اشاره دارد که از یک عمل، وضعیت، رویداد یا تصمیم خاص، بهره، سود یا منفعتی مستقیم یا غیرمستقیم کسب می کند. این منفعت می تواند مالی، مادی، معنوی یا حتی غیرملموس باشد و لزوما به وجود یک حق قانونی قابل مطالبه برای فرد ذی نفع بستگی ندارد. به عبارت دیگر، ذی نفع کسی است که به واسطه موقعیت یا شرایطی خاص، در جایگاهی قرار می گیرد که از نتایج آن وضعیت بهره مند می شود، بدون آنکه الزاما دارای یک امتیاز حقوقی رسمی باشد که بتواند بر اساس آن مطالبه ای قانونی انجام دهد.
ویژگی های کلیدی و متمایزکننده ذی نفع
برای درک عمیق تر مفهوم ذی نفع، شناخت ویژگی های متمایزکننده آن ضروری است. این ویژگی ها به ما کمک می کنند تا مرزهای این مفهوم را از سایر مفاهیم حقوقی جدا کنیم:
- تمرکز بر منفعت و فایده: هسته اصلی تعریف ذی نفع، منفعت یا سود است. این منفعت می تواند در اشکال مختلفی مانند سود مالی، بهره مندی از خدمات، افزایش رفاه، بهبود وضعیت اجتماعی، یا حتی رضایت معنوی نمود پیدا کند.
- عدم لزوم وجود حق قانونی: مهم ترین وجه تمایز ذی نفع این است که او برای بهره مندی از منفعت، لزوما نیازی به داشتن یک حق قانونی مشخص و قابل مطالبه قضایی ندارد. منفعت او می تواند ناشی از یک لطف، یک شرایط محیطی، یا یک تصمیم اداری باشد که حق آور نیست.
- شخص حقیقی یا حقوقی: ذی نفع می تواند یک شخص حقیقی مانند یک فرد عادی، یا یک شخص حقوقی مانند یک شرکت، سازمان یا موسسه باشد که از یک وضعیت خاص بهره مند می شود.
- منفعت مستقیم یا غیرمستقیم: گاهی اوقات منفعت به طور مستقیم به فرد می رسد و گاهی نیز فرد از منفعت شخص دیگری، به صورت غیرمستقیم بهره مند می شود. برای مثال، فرزندان یک کارمند از مزایای شغلی پدر یا مادر خود مانند بیمه تکمیلی یا خدمات رفاهی به صورت غیرمستقیم ذی نفع می شوند.
- عدم وجود مسئولیت متقابل: در بیشتر موارد، ذی نفع هیچ گونه مسئولیت یا تعهد متقابلی در قبال تامین کننده منفعت ندارد، مگر اینکه این منفعت در چارچوب یک قرارداد یا توافق حقوقی خاص تعریف شده باشد.
مصادیق کاربردی ذی نفع در حوزه های مختلف
برای روشن شدن بیشتر این مفهوم، بررسی مثال هایی از ذی نفع در زمینه های گوناگون ضروری است:
- در قراردادها: مستاجر از سکونت در ملک و استفاده از منافع آن ذی نفع می شود، هرچند مالکیت یا حق فروش ملک را ندارد. همچنین در بیمه عمر، فرد یا افرادی که پس از فوت بیمه گذار، مبلغ بیمه را دریافت می کنند، ذی نفع این قرارداد هستند، بدون آنکه لزوما طرف قرارداد بیمه باشند.
- در پروژه های عمرانی و شهری: ساکنین اطراف یک پارک جدید از فضای سبز، بهبود کیفیت هوا و افزایش امکانات تفریحی ذی نفع می شوند. صاحبان مغازه های یک خیابان تازه ساخته شده نیز از افزایش تردد و رونق کسب و کارشان منفعت می برند، بدون آنکه حق قانونی برای مالکیت آن خیابان داشته باشند.
- در دعاوی حقوقی: شاکی یا مدعی علیه ممکن است از صدور یک رای قضایی به نفع خود منفعت ببرد. همچنین شهود یا کارشناسان از بابت حق الزحمه خود، ذی نفع تلقی می شوند، بدون آنکه لزوما دارای یک حق ماهوی در اصل دعوا باشند.
- در وصیت نامه: کسی که چیزی به نفع او وصیت شده است، تا زمانی که وصیت کننده در قید حیات است، صرفا ذی نفع بالقوه است. حتی پس از فوت، او ذی نفع اجرای وصیت محسوب می شود تا زمانی که اموال رسما به او منتقل گردد.
ذی حق چیست؟ تبیین جایگاه صاحب حق قانونی
مفهوم ذی حق به شخصی اشاره دارد که به موجب قانون، قرارداد، سندی رسمی یا حکم قضایی، دارای یک حق قانونی مشخص، مشروع و قابل مطالبه است. این حق به او این توانایی را می دهد که از دیگران انجام یا عدم انجام عملی را بخواهد یا بر چیزی سلطه داشته باشد. ذی حق بودن به معنای داشتن امتیازی است که توسط نظام حقوقی به رسمیت شناخته شده و در صورت نقض، قابل پیگیری و اعمال از طریق مراجع قانونی مانند دادگاه ها است.
ویژگی های کلیدی و بنیادین ذی حق
ذی حق دارای ویژگی های متمایزی است که آن را از ذی نفع جدا می کند و به او قدرت اجرایی می بخشد:
- تمرکز بر حق قانونی و استحقاق: هسته اصلی مفهوم ذی حق، وجود یک حق رسمی و قانونی است. این حق می تواند یک حق عینی مانند مالکیت بر مال، یا یک حق دینی مانند حق دریافت طلب باشد.
- قابلیت پیگیری و مطالبه قضایی: ویژگی بارز ذی حق این است که حق او قابل اجرا و مطالبه در مراجع قضایی است. در صورت تضییع حق، صاحب حق می تواند به دادگاه مراجعه کرده و از ابزارهای قانونی برای اعاده حق خود بهره مند شود.
- مستلزم وجود مستندات قانونی: ذی حق بودن معمولا مستلزم وجود یک پشتوانه قانونی مانند نص صریح قانون، یک قرارداد معتبر، یک سند رسمی مانند سند مالکیت، یا یک حکم قطعی از دادگاه است که حق را به رسمیت می شناسد.
- وجود مسئولیت متقابل: در مقابل حق ذی حق، همواره تکلیف و مسئولیتی بر عهده شخص یا اشخاص دیگر وجود دارد. برای مثال، در مقابل حق مالکیت، تکلیف عدم مزاحمت برای دیگران وجود دارد و در مقابل حق دریافت طلب، تکلیف پرداخت بر عهده مدیون است.
- حدود مشخص و محدودیت های قانونی: حقوق قانونی دارای حدود و ثغور مشخصی هستند که قانون تعیین می کند. برای مثال، حق مالکیت مطلق نیست و ممکن است در مواردی مانند مصادره اموال برای منافع عمومی، محدود شود.
مصادیق کاربردی ذی حق در نظام حقوقی
برای روشن شدن مفهوم ذی حق، بررسی مثال هایی از آن در سیستم حقوقی کشور ضروری است:
- در مالکیت: صاحب یک ملک، خودرو یا برند، دارای حق مالکیت است که شامل حق استفاده، بهره برداری، فروش، اجاره و انتقال آن مال می شود. این حقوق قابل پیگیری قانونی هستند و در صورت تعرض، مالک می تواند از ابزارهای حقوقی برای دفاع از حق خود استفاده کند.
- در قراردادها: فروشنده پس از تحویل کالا، دارای حق قانونی دریافت ثمن معامله است و در صورت عدم پرداخت، می تواند از طریق مراجع قضایی اقدام کند. کارمند نیز بر اساس قرارداد کار خود، دارای حق دریافت حقوق، مزایا، مرخصی و سایر حقوق قانونی مرتبط با شغل است.
- در ارث: وراث قانونی پس از فوت متوفی، بر اساس قانون ارث، دارای حق تقسیم و دریافت سهم الارث مشخصی از اموال متوفی هستند و می توانند در صورت ممانعت، درخواست صدور گواهی انحصار وراثت و تقسیم ترکه نمایند.
- در دعاوی حقوقی: خواهان دارای حق اقامه دعوا و مطالبه حقوق خود در مراجع قضایی است. وکیل نیز دارای حق وکالت از موکل خود و دفاع از حقوق او در دادگاه می باشد.
تحلیل ماده 2 قانون آیین دادرسی مدنی و جایگاه ذی نفع
یکی از ظریف ترین و مهم ترین مباحث در حقوق ایران، جایگاه مفهوم ذی نفع در ماده 2 قانون آیین دادرسی مدنی است. این ماده مقرر می دارد: هیچ دادگاهی نمی تواند به دعوایی رسیدگی کند مگر اینکه شخص یا اشخاص ذی نفع یا وکیل یا قائم مقام یا نماینده قانونی آنان رسیدگی به دعوا را برابر قانون درخواست نموده باشند.
این ماده نشان می دهد که برای شروع یک دعوای حقوقی، خواهان لزوما نباید در همان ابتدای کار ثابت کند که ذی حق است. بلکه کافی است ثابت کند که ذی نفع است، یعنی نفعی مستقیم، شخصی و مشروع از نتیجه آن دعوا می برد. اثبات ذی حق بودن، موضوع ماهیت دعوا است که در پایان رسیدگی و پس از بررسی ادله توسط دادگاه مشخص می شود. اگر خواهان نتواند ذی نفع بودن خود را در ابتدای دعوا احراز کند، دادگاه بدون ورود به ماهیت، قرار رد دعوا صادر می کند. این تمایز بین شرط پذیرش دعوا (ذی نفع بودن) و نتیجه دعوا (ذی حق بودن)، یکی از کلیدی ترین اصول دادرسی است که بسیاری از افراد غیرمتخصص از آن غافل هستند.
تفاوت های بنیادین ذی نفع و ذی حق در قالب جدول مقایسه ای
برای درک کامل تر تمایزات، مقایسه این دو مفهوم در ابعاد مختلف ضروری است. جدول زیر معیارهای اصلی این تفاوت ها را به صورت شفاف نشان می دهد:
| معیار مقایسه | ذی نفع | ذی حق |
|---|---|---|
| ماهیت اصلی | منفعت، بهره مندی، فایده عملی | حق قانونی، توانایی مطالبه، امتیاز مشروع |
| منبع وجودی | موقعیت، وضعیت، شرایط، لطف یا تصمیم | قانون، قرارداد، سند رسمی، حکم دادگاه |
| قابلیت پیگیری قانونی | اغلب خیر، مگر اینکه منفعت به حق تبدیل شود | بله، کاملا قابل پیگیری و مطالبه در مراجع قانونی |
| لزوم مستندات | معمولا خیر، مگر در موارد خاص مانند ذی نفع بیمه | بله، نیاز مبرم به سند، قانون، قرارداد یا حکم |
| موضوع اصلی | نتیجه مطلوب، فایده عملی، سود مادی یا معنوی | استحقاق، امتیاز قانونی، اختیار تصرف |
| مسئولیت متقابل | معمولا خیر، ذی نفع تنها بهره مند است | بله، معمولا در برابر شخص دیگری که وظیفه دارد |
مفهوم ذی سمت و ارتباط آن با ذی نفع و ذی حق
برای تکمیل تصویر حقوقی، باید مفهوم سوم یعنی ذی سمت را نیز بررسی کرد. ذی سمت کسی است که صلاحیت و مجوز قانونی برای نمایندگی یا اقدام از طرف شخص دیگری را دارد. مانند وکیل دادگستری، قیم، وصی یا مدیرعامل یک شرکت.
ارتباط این سه مفهوم به این صورت است که یک فرد می تواند ذی نفع باشد اما ذی سمت نداشته باشد. برای مثال، یک کودک خردسال مالک یک ملک است (ذی حق و ذی نفع)، اما به دلیل صغر سن، ذی سمت برای فروش آن یا طرح دعوا نیست و این وظیفه بر عهده ولی قهری (پدر یا جد پدری) است که ذی سمت می باشد. تشخیص این سه مفهوم از یکدیگر، از اشتباهات فاحش در تنظیم وکالت نامه ها و طرح دعاوی جلوگیری می کند.
همپوشانی ها: چه زمانی یک فرد هم ذی نفع است و هم ذی حق؟
با وجود تفاوت های بنیادین، موقعیت هایی وجود دارد که یک فرد به طور همزمان هم ذی نفع و هم ذی حق است. این همپوشانی ها نشان دهنده پیچیدگی روابط حقوقی است.
به عنوان مثال، خریدار یک ملک را در نظر بگیرید. هنگامی که او سند مالکیت ملک را دریافت می کند، به موجب قانون، ذی حق مالکیت بر آن ملک می شود و می تواند از تمام حقوق قانونی مربوط به مالکیت بهره مند شود. در همین زمان، او از سکونت در آن ملک، یا از افزایش ارزش آن در آینده، ذی نفع می شود. در این حالت، مالکیت یک حق قانونی است، اما سکونت یا آرامش خاطر منافعی هستند که از اعمال این حق حاصل می شوند.
یک مورد خاص و مهم در حقوق ایران، بحث ذی نفع در عقد فضولی است. عقد فضولی زمانی رخ می دهد که شخصی بدون داشتن نمایندگی یا اجازه قانونی، معامله ای را به نام دیگری انجام دهد. در این حالت، شخص اصیل تا زمانی که معامله را تنفیذ یا تایید نکرده است، صرفا ذی نفع بالقوه محسوب می شود. تنها با تنفیذ عقد، او به ذی حق تبدیل شده و می تواند حقوق ناشی از آن را مطالبه کند. این مثال به خوبی نشان می دهد که چگونه یک وضعیت می تواند ابتدا صرفا منفعت آور باشد و سپس با یک اقدام حقوقی، به وضعیت حق آور تبدیل شود.
مصادیق تکمیلی در حقوق تجارت و کیفری
در حقوق تجارت، تمایز این دو مفهوم بسیار پررنگ است. برای مثال، سهامداران یک شرکت، ذی حق هستند زیرا بر اساس اساسنامه و قانون تجارت، دارای حقوق مشخصی مانند حق رای در مجامع، حق دریافت سود سهام و حق اطلاع از صورت های مالی می باشند. در مقابل، کارکنان آن شرکت یا پیمانکارانی که با شرکت قرارداد دارند، ممکن است از سودآوری شرکت ذی نفع باشند (مثلا از طریق پاداش های پایان سال یا تمدید قرارداد)، اما هیچ حق قانونی برای دخالت در مدیریت یا مطالبه سهمی از سود خالص شرکت به عنوان مالک ندارند، مگر اینکه در قرارداد کار یا پیمان، صراحتا چنین حقی برای آن ها پیش بینی شده باشد.
در دعاوی کیفری، دادستان به عنوان نماینده جامعه، وظیفه تعقیب جرم را بر عهده دارد و منافع عمومی را نمایندگی می کند. شاکی یا مدعی خصوصی، کسی است که جرم مستقیما به او آسیب رسانده است. شاکی در اینجا ذی حق است، زیرا قانون به او حق مطالبه خسارت و یا تقاضای مجازات را داده است. اما گاهی افراد دیگری نیز از نتیجه رسیدگی به پرونده ذی نفع می شوند، بدون آنکه سمت قانونی برای دخالت در دادرسی داشته باشند. برای مثال، در جرایم علیه تمامیت جسمانی، خانواده مجروح ممکن است از جنبه روانی و عاطفی ذی نفع باشند، اما تنها خود مجروح (یا ولی او در صورت صغر سن) ذی حق طرح دعوای خصوصی و مطالبه دیه است.
اشتباهات رایج حقوقی ناشی از عدم تشخیص این دو مفهوم
تشخیص دقیق تفاوت میان ذی نفع و ذی حق، دارای پیامدها و الزامات حقوقی عمیقی است. عدم تفکیک این دو مفهوم می تواند منجر به اشتباهات فاحش قانونی، مالی و اداری شود:
- طرح دعوای بی اساس و صدور قرار رد دعوا: بسیاری از افراد تصور می کنند چون از یک موضوع نفع می برند، حق طرح دعوا دارند. در حالی که اگر نفع آن ها مستقیم و قانونی نباشد، دادگاه به استناد فقدان نفع قانونی، قرار رد دعوا صادر می کند.
- اشتباه در تنظیم قراردادها: در قراردادها، لازم است طرفین اصلی که حقوق و تعهدات متقابل دارند (ذی حق) به دقت مشخص شوند. اگر وضعیت اشخاص ثالث (به عنوان ذی نفع) به وضوح تعیین نشود، ممکن است پس از بروز اختلاف، آن ها نتوانند ادعایی مطرح کنند یا برعکس، تعهدات ناخواسته ای برای آن ها ایجاد شود.
- مشکلات در حوزه بیمه: در قراردادهای بیمه، تفاوت بیمه گذار (که طرف قرارداد و ذی حق اصلی است) با ذی نفع بیمه (که پس از وقوع حادثه، از مزایای بیمه بهره مند می شود) بسیار مهم است. شرکت بیمه تعهد قانونی خود را در قبال ذی نفع مشخص شده در قرارداد ایفا می کند و نه هر کسی که از آن منفعت ببرد.
- خطا در تصمیم گیری های دولتی و مناقصات: در مناقصات عمومی، گاهی شرکت هایی شرکت می کنند که صرفا ذی نفع هستند اما شرایط و مدارک لازم برای احراز ذی حق بودن (مانند گواهینامه صلاحیت یا سابقه کار مرتبط) را ندارند، که منجر به ابطال مناقصه می شود.
راهنمای گام به گام تشخیص ذی نفع از ذی حق در پرونده های حقوقی
برای اینکه بتوانید در موقعیت های واقعی جایگاه خود یا دیگران را به درستی تشخیص دهید، می توانید از این چک لیست چهار مرحله ای استفاده کنید:
- گام اول: شناسایی منبع ادعا: از خود بپرسید آیا منفعت یا حقی که به دنبال آن هستید، ریشه در یک قانون صریح، قرارداد مکتوب یا سند رسمی دارد؟ اگر پاسخ مثبت است، به احتمال زیاد با ذی حق مواجه هستید. اگر پاسخ منفی است و صرفا یک سود موقعیتی است، ذی نفع هستید.
- گام دوم: بررسی قابلیت اجبار: آیا می توانید شخص دیگری را به صورت قانونی مجبور به تامین این منفعت کنید؟ اگر بله، شما ذی حق هستید. اگر خیر و تامین آن منفعت به اراده طرف مقابل بستگی دارد، شما ذی نفع هستید.
- گام سوم: جستجوی مستندات: آیا سند، رسید، حکم دادگاه یا بند مشخصی در قرارداد دارید که نام شما را به عنوان صاحب حق ذکر کرده باشد؟ وجود مستندات قوی، نشانه بارز ذی حق بودن است.
- گام چهارم: مشورت با متخصص: در پرونده های پیچیده، مرز بین ذی نفع و ذی حق می تواند بسیار باریک باشد. مشورت با یک وکیل دادگستری قبل از هرگونه اقدام قانونی، از تحمیل هزینه های گزاف دادرسی جلوگیری می کند.
پرسش های متداول
آیا ذی نفع می تواند علیه کسی که منفعت را تامین می کند شکایت کند؟
خیر، به طور کلی ذی نفع به صرف بهره مندی از یک منفعت، حق شکایت یا طرح دعوا ندارد، مگر اینکه آن منفعت در قالب یک حق قانونی (مانند قرارداد بیمه یا وصیت نامه رسمی) به رسمیت شناخته شده باشد. در غیر این صورت، عدم تامین منفعت، تخلف قانونی محسوب نمی شود.
تفاوت ذی نفع و ذی سمت در چیست؟
ذی نفع کسی است که سود یا زیانی از یک موضوع متوجه او می شود، اما ذی سمت کسی است که مجوز قانونی برای اقدام یا نمایندگی از طرف دیگری را دارد (مانند وکیل یا قیم). یک فرد می تواند ذی نفع باشد اما ذی سمت نداشته باشد، مانند کودکی که مالک ملک است اما پدرش به عنوان ذی سمت امور او را مدیریت می کند.
چرا در ماده 2 آیین دادرسی مدنی از لفظ ذی نفع استفاده شده است نه ذی حق؟
زیرا در مرحله پذیرش دعوا، دادگاه هنوز وارد ماهیت نشده و نمی داند چه کسی واقعا ذی حق است. بنابراین، تنها شرط اولیه این است که خواهان نشان دهد نفعی مستقیم و شخصی از این دعوا می برد (ذی نفع است). اثبات ذی حق بودن، هدف نهایی دادرسی و نتیجه حکم دادگاه است.
آیا در قراردادهای عادی می توان شخصی را به عنوان ذی نفع معرفی کرد؟
بله، در حقوق ایران اصل آزادی قراردادها حاکم است. طرفین می توانند در قرارداد شرط کنند که منفعتی به شخص ثالثی (ذی نفع) برسد. در این حالت، آن شخص ثالث اگرچه طرف قرارداد نیست، اما به موجب آن قرارداد، حق مطالبه آن منفعت را پیدا می کند و عملا از حالت ذی نفع صرف به ذی حق تبدیل می شود.
جمع بندی نهایی
تمایز میان ذی نفع و ذی حق نه تنها یک ظرافت کلامی، بلکه یک ضرورت حقوقی و عملی است. ذی نفع کسی است که از موقعیتی منفعت می برد، بدون آنکه لزوما دارای حق قانونی برای مطالبه آن منفعت باشد. در مقابل، ذی حق، فردی است که به موجب قانون، قرارداد یا سندی رسمی، دارای یک حق قانونی مشخص و قابل پیگیری قضایی است. این تفاوت بنیادی در ماهیت، منبع وجودی، قابلیت پیگیری و لزوم مستندات، مرزهای مشخصی را میان این دو مفهوم ترسیم می کند.
درک صحیح این دو مفهوم به ما کمک می کند تا در تنظیم قراردادها، طرح دعاوی قضایی، تحلیل سیاست گذاری های عمومی و کلیه تعاملات حقوقی و اجتماعی، با دقت و آگاهی بیشتری عمل کنیم. این بصیرت حقوقی، ابزاری قدرتمند برای محافظت از حقوق و منافع فردی و جمعی است و می تواند مسیر تصمیم گیری های آگاهانه و پیشگیری از بروز مشکلات حقوقی را هموار سازد. در دنیای پیچیده حقوقی امروز، دانش پایه نسبت به این مفاهیم، سرمایه ای ارزشمند برای هر فرد و جامعه محسوب می شود.