وقف عام قابل فروش است؟ احکام جامع حقوقی و شرعی

وقف عام قابل فروش است؟ احکام جامع حقوقی و شرعی

وقف عام قابل فروش است

وقف عام اصولاً قابل فروش نیست، اما تحت شرایط استثنائی و با رعایت تشریفات دقیق قانونی و نظارت مراجع ذی صلاح، امکان پذیر می گردد. این استثنائات محدود بوده و هرگونه معامله خارج از چارچوب قانونی، باطل و دارای پیامدهای حقوقی جدی برای طرفین خواهد بود.

وقف یکی از نهادهای حقوقی و شرعی ریشه دار در فقه اسلامی و حقوق ایران است که با هدف حبس عین مال و تسبیل منافع آن برای مقاصد خیرخواهانه و عام المنفعه بنیان نهاده می شود. ماهیت ابدی و غیر قابل نقل و انتقال وقف، آن را از سایر انواع مالکیت متمایز می سازد و تضمینی برای پایداری نیات واقف است. درک صحیح از این مفهوم و تفاوت های آن با مالکیت مطلق، برای جلوگیری از مشکلات حقوقی و اقتصادی در معاملات املاک بسیار ضروری است. با توجه به اهمیت و حساسیت موضوع، بررسی دقیق شرایط قانونی، استثنائات و پیامدهای حقوقی مربوط به فروش وقف عام اهمیت ویژه ای دارد.

مفهوم وقف عام و تفاوت آن با وقف خاص

برای ورود به بحث فروش املاک وقفی، ابتدا لازم است تعریفی دقیق از وقف و انواع آن ارائه شود. طبق ماده ۵۵ قانون مدنی، وقف عبارت است از حبس عین مال و تسبیل منافع آن. به عبارت دیگر، واقف مالکیت خود را از عین مال سلب کرده و آن را برای همیشه در جهت مصرف خاصی قرار می دهد. این مصرف می تواند برای افراد یا جهات مختلفی باشد که بر این اساس، وقف به دو دسته اصلی عام و خاص تقسیم می شود.

وقف خاص

وقف خاص به وقفی اطلاق می شود که موقوف علیهم (کسانی که از منافع وقف بهره مند می شوند) محصور و مشخص باشند. نمونه بارز آن، وقف بر فرزندان، خانواده یا افراد معین است. در این نوع وقف، ذی نفعان به تعداد مشخص و قابل شناسایی هستند و اغلب روابط خویشاوندی یا گروهی خاصی میان آنها وجود دارد.

وقف عام

در مقابل، وقف عام به وقفی گفته می شود که موقوف علیهم غیر محصور بوده و یا برای مصالح عامه در نظر گرفته شده باشد. این نوع وقف، جامعه و عموم مردم را مخاطب قرار می دهد و اهدافی مانند ساخت مسجد، مدرسه، بیمارستان، کمک به فقرا یا خدمات عمومی مانند زیباسازی شهر را دنبال می کند. به دلیل گستردگی ذی نفعان و ماهیت عمومی این وقف، نظارت و مدیریت آن معمولاً بر عهده سازمان اوقاف و امور خیریه یا متولی منصوب از سوی واقف است.

تفاوت بنیادین در تعداد و نحوه شناسایی موقوف علیهم، پیامدهای حقوقی متفاوتی را در زمینه اداره، تغییر کاربری و به ویژه فروش مال وقفی به همراه دارد که در ادامه به تفصیل بررسی خواهد شد.

اصل کلی: عدم جواز فروش مال وقفی

اصل اساسی در مورد اموال وقفی، چه وقف عام و چه وقف خاص، عدم جواز فروش آنها است. این اصل بر مبنای حفظ غرض واقف، ماهیت ابدی وقف و جلوگیری از تضییع حقوق موقوف علیهم شکل گرفته است. زمانی که مالی وقف می شود، عین آن مال از مالکیت واقف خارج شده و به شخصیت حقوقی مستقل موقوفه تعلق می گیرد. بنابراین، هیچ کس، حتی متولی وقف، نمی تواند در مال وقفی تصرفی کند که منجر به خروج آن از وضعیت وقفی یا قابلیت انتفاع مطابق با نیت واقف شود.

قانون مدنی جمهوری اسلامی ایران نیز به صراحت این اصل را تبیین کرده است. ماده ۳۴۹ قانون مدنی مقرر می دارد: بیع مال وقف صحیح نیست مگر در مواردی که بین موقوف علیهم تولید اختلاف شود به نحوی که بیم سفک دماء رود یا منجر به خرابی مال موقوفه گردد و همچنین در مواردی که در مبحث راجع به وقف مقرر است. این ماده، ضمن تأکید بر عدم جواز بیع، به استثنائاتی نیز اشاره دارد که در ادامه بررسی می شوند.

علاوه بر این، ماده واحده قانون ابطال اسناد فروش رقبات، آب و اراضی موقوفه مصوب ۱۳۷۱ نیز برای موقوفات عام، هرگونه فروش بدون مجوز شرعی را باطل اعلام کرده است. این قانون، با هدف تثبیت وقفیت و جلوگیری از تضییع اموال وقفی، گام مهمی در جهت حفظ موقوفات برداشت. بنابراین، هرگونه معامله (اعم از بیع، رهن یا انتقال به هر نحو) بر روی عین موقوفه بدون رعایت شرایط قانونی، باطل و بی اعتبار است.

اصل در مورد اموال وقفی، عدم جواز فروش است و هرگونه معامله (بیع) غیرمجاز بر روی عین موقوفه، ذاتاً باطل و فاقد اثر قانونی است. این اصل، ریشه در ماهیت ابدی وقف و لزوم حفظ نیات واقف دارد.

موارد استثنایی و مجاز فروش وقف عام

با وجود اصل کلی عدم جواز فروش مال وقفی، قانونگذار و شرع در موارد محدودی، تحت شرایط خاص و با نظارت دقیق مراجع ذی صلاح، فروش وقف عام را مجاز شمرده اند. این استثنائات با هدف حفظ مصلحت وقف، جلوگیری از تضییع آن یا رفع اختلافات شدید پیش بینی شده اند و صرفاً با حکم دادگاه یا مجوز نهادهای متولی امکان پذیر هستند.

خرابی یا بیم اضمحلال مال موقوفه

یکی از مهم ترین استثنائات، مربوط به وضعیت خرابی یا بیم از بین رفتن مال موقوفه است. ماده ۸۸ قانون مدنی در این خصوص بیان می دارد: در صورتی که عین موقوفه خراب شود به طوری که انتفاع از آن ممکن نباشد یا بیم خرابی آن باشد به نحوی که نتوان از آن انتفاع برد، در صورتی که عمران آن متعذر باشد یا کسی برای عمران آن حاضر نشود، بیع آن جایز است.

  • شرایط دقیق:
    • خرابی کامل یا جزئی: مال وقفی باید به حدی خراب شود که امکان انتفاع از آن سلب گردد. خرابی می تواند کلی یا جزئی باشد؛ اگر خرابی جزئی باشد، تنها همان بخش فروخته می شود، مگر آنکه خرابی جزئی منجر به سلب انتفاع از کل موقوفه شود.
    • عدم امکان عمران: شرط اساسی دیگر این است که بازسازی و عمران مال موقوفه متعذر باشد؛ یعنی عملاً امکان یا کسی برای تعمیر و بازسازی آن نباشد. این بدان معناست که حتی با وجود کمک های نیکوکاران یا استفاده از درآمدهای خود موقوفه، بازسازی ممکن نگردد.
    • عدم وجود متولی: اگر متولی یا کسی برای عمران حاضر نشود، یا توانایی عمران نداشته باشد، این شرط محقق می گردد.
  • نقش دادگاه و سازمان اوقاف: تشخیص این شرایط و صدور حکم جواز فروش بر عهده دادگاه صالح است که با نظارت سازمان اوقاف و امور خیریه صورت می پذیرد. هدف از این فروش، تبدیل عین موقوفه به مالی بهتر برای حفظ و اجرای نیت واقف است.

اختلاف شدید میان موقوف علیهم و بیم سفک دماء

قسمت اخیر ماده ۳۴۹ قانون مدنی یکی دیگر از موارد استثنایی فروش مال وقفی را مطرح می کند: بیع مال وقف صحیح نیست مگر در مواردی که بین موقوف علیهم تولید اختلاف شود به نحوی که بیم سفک دماء (خونریزی) رود یا منجر به خرابی مال موقوفه گردد.

  • میزان و نوع اختلاف: این اختلاف باید به اندازه ای شدید و حاد باشد که منجر به نزاع، درگیری فیزیکی و بیم خونریزی یا تلف جان شود. اختلافات جزئی یا صرفاً مالی، مجوز فروش وقف نیستند.
  • کاربرد در وقف عام: اگرچه این مورد بیشتر در وقف خاص که موقوف علیهم مشخص و محدود هستند کاربرد دارد، اما در وقف عام نیز ممکن است در مواردی خاص، مانند اختلاف بین اهالی یک منطقه بر سر نحوه بهره برداری از یک موقوفه عمومی، منجر به چنین وضعیتی شود که صلح و ثبات اجتماعی را به خطر اندازد.
  • تایید دادگاه: در این مورد نیز، تشخیص حدت اختلاف و صدور مجوز فروش، منوط به رأی دادگاه است.

تبدیل به احسن (مصلحت وقف)

یکی از رویکردهای مترقی در قانون وقف، امکان تبدیل به احسن مال موقوفه است که در برخی موارد به فروش آن منجر می شود. ماده ۹۰ قانون مدنی مقرر می دارد: عین موقوفه در مورد جواز بیع به اقرب به غرض واقف تبدیل می شود. همچنین ماده ۳۲ قانون تشکیلات و اختیارات سازمان اوقاف و امور خیریه (اصلاحی ۱۳۹۱) فروش رقبات موقوفه و تبدیل آنها به احسن را با رعایت موازین شرعی و قانونی مجاز دانسته است.

  • شرایط و اهداف:
    • هدف از تبدیل به احسن، فروش ملک وقفی و خرید ملکی جدید، بهتر و پربازده تر است که بتواند منافع بیشتری را برای موقوفه تأمین کرده و اهداف واقف را به نحو مطلوب تری محقق سازد.
    • این امر می تواند شامل فروش زمین وقفی در منطقه ای که توسعه یافته و خرید زمینی در منطقه دیگر با پتانسیل رشد بیشتر باشد.
    • لزوم اطلاع و تأیید نماینده ولی فقیه در سازمان اوقاف برای این نوع فروش، از شروط اصلی است.
  • لزوم صرف ثمن در راستای نیت واقف: ثمن حاصل از فروش باید در حساب مخصوص موقوفه نگهداری شده و با رعایت ماده ۹۰ قانون مدنی و ماده ۴۳ آیین نامه سازمان اوقاف، صرف خرید رقبه ای دیگر به نام همان موقوفه و در راستای غرض واقف (یا اقرب به آن) شود. این بدان معناست که اگر وقف برای ساخت مدرسه بوده، ثمن حاصله باید برای خرید زمین یا ساخت مدرسه ای دیگر به کار رود.
  • مشارکت چند موقوفه: در مواردی که ثمن حاصل از فروش یک موقوفه، برای خرید رقبه مستقل کافی نباشد، طبق ماده ۴۵ آیین نامه سازمان اوقاف، امکان مشارکت چند موقوفه در خرید یک رقبه واحد وجود دارد و سهم هر موقوفه به تناسب سرمایه آن تعیین می گردد.

قرار گرفتن ملک وقفی در طرح های عمرانی و عمومی دولتی و شهرداری ها

یکی دیگر از مواردی که ممکن است به انتقال مالکیت (یا حداقل حق بهره برداری) مال وقفی منجر شود، قرار گرفتن آن در طرح های عمومی و عمرانی دولت و شهرداری ها است. قانون نحوه خرید و تملک اراضی و املاک برای اجرای برنامه های عمومی، عمرانی و نظامی دولت (مصوب ۱۳۵۸)، به دولت و شهرداری ها اجازه می دهد تا اراضی لازم برای طرح های عمومی را تملک کنند.

  • در این موارد، معمولاً ابتدا سعی می شود از طریق اجاره طویل المدت (مانند اجاره ۹۹ ساله) با متولی موقوفه توافق حاصل شود.
  • اگر توافق بر سر اجاره یا فروش حاصل نشود، قانونگذار در راستای مصلحت عمومی، اجازه تملک اجباری را به دستگاه های اجرایی داده است. در این صورت، دادستان محل می تواند با رعایت مقررات و پس از سپردن اجاره بهای ۵ ساله موقوفه در صندوق ثبت، اقدام به انعقاد قرارداد اجاره یا تملک کند.
  • تفاوت این مورد با سایر استثنائات در این است که اینجا اجبار قانونی برای تأمین مصلحت عمومی بر انتخاب متولی ارجحیت دارد.

پیامدهای حقوقی فروش غیرمجاز مال وقفی

با توجه به اصل عدم جواز فروش مال وقفی، هرگونه معامله خارج از موارد استثنائی و بدون رعایت تشریفات قانونی، باطل و فاقد اثر حقوقی است و می تواند پیامدهای جبران ناپذیری برای طرفین معامله و حتی متولی وقف به همراه داشته باشد.

ابطال معامله و سند

یکی از مهم ترین پیامدهای فروش غیرمجاز مال وقفی، ابطال معامله و سند رسمی صادر شده برای آن است. سازمان اوقاف و امور خیریه به عنوان متولی حفظ موقوفات، این حق را دارد که دعوای ابطال بیع و متعاقباً ابطال سند مالکیت صادره به نام خریدار را در محاکم قضایی مطرح کند. اسنادی که بدون مجوز شرعی و قانونی برای املاک وقفی صادر شده اند، فاقد اعتبار بوده و دادگاه حکم به بطلان آنها و بازگشت ملک به وضعیت وقفی صادر خواهد کرد.

بر اساس ماده واحده قانون ابطال اسناد فروش رقبات، آب و اراضی موقوفه مصوب ۲۵/۱۱/۷۱، کلیه موقوفات عام که بدون مجوز شرعی به فروش رسیده یا به صورتی به ملکیت درآمده باشد، به وقفیت خود برمی گردد و اسناد مالکیت صادر شده باطل و از درجه اعتبار ساقط است.

جرم فروش مال غیر (کلاهبرداری)

فروش مال وقفی بدون مجوز، علاوه بر بطلان معامله، می تواند جنبه کیفری نیز داشته باشد. طبق ماده ۱ قانون مجازات راجع به انتقال مال غیر مصوب ۱۳۰۸، هر کس مال غیر را با علم به اینکه مال غیر است به نحوی از انحاء عیناً یا منفعتاً بدون مجوز قانونی به دیگری منتقل کند، کلاهبردار محسوب و مطابق قانون تشدید مجازات مرتکبین کلاهبرداری، اختلاس و ارتشاء محکوم می گردد.

انتقال مال وقفی، با توجه به اینکه پس از وقف، مالکیت عرصه و اعیان ملک وقفی متعلق به موقوف علیهم یا اداره اوقاف است، در صورت فروش آن بدون مجوز شرعی، فروشنده و خریدار عالم به وقفی بودن، مرتکب جرم انتقال مال غیر (کلاهبرداری) گردیده اند و طبق قانون مجازات می شوند.

مجازات فروشنده (حبس و رد مال) در صورت علم او به وقفی بودن مال، اعمال خواهد شد. همچنین، اگر خریدار نیز با علم به وقفی بودن ملک اقدام به خرید کرده باشد، شریک جرم محسوب می شود.

حقوق خریدار ناآگاه

در مواردی که خریدار از وقفی بودن مال بی اطلاع بوده و معامله را با حسن نیت انجام داده باشد، قانون حمایت هایی برای او در نظر گرفته است:

  • مطالبه خسارت: خریدار ناآگاه می تواند برای دریافت خسارت وارده (شامل ثمن پرداختی، که معمولاً به نرخ روز محاسبه می شود) به فروشنده مراجعه و علیه او طرح دعوی کند.
  • امکان تنظیم اجاره نامه: در صورتی که سند مالکیت به نام خریدار باطل شود، طبق تبصره ۱ قانون ابطال اسناد فروش رقبات، خریدار متصرف می تواند تقاضای تنظیم اجاره نامه با سازمان اوقاف را بنماید. سازمان اوقاف نیز می تواند با رعایت مصلحت وقف، اقدام به تنظیم اجاره نامه بلندمدت با او کند و این راهکاری برای تثبیت تصرف قانونی وی در عرصه وقفی خواهد بود، هرچند مالکیت عرصه به او منتقل نمی شود.

نکات مهم در معامله و تصرف املاک وقفی (جایگزین خرید)

با توجه به عدم جواز فروش مال وقفی در اکثر موارد، عموماً معاملات مربوط به املاک وقفی در قالب اجاره بلندمدت یا تصرف اعیان صورت می گیرد. درک این مفاهیم برای افرادی که قصد معامله یا تصرف املاک وقفی را دارند، حیاتی است.

اجاره بلندمدت (عموماً ۹۹ ساله)

یکی از رایج ترین روش های بهره برداری از املاک وقفی، اجاره بلندمدت آنها است که معمولاً به صورت ۹۹ ساله تنظیم می شود. در این نوع اجاره:

  • ماهیت اجاره: مالکیت عرصه (زمین) به مستأجر منتقل نمی شود و تنها حق انتفاع و بهره برداری از آن برای مدت معین به او واگذار می گردد.
  • پرداخت اجاره بها: مستأجر موظف است به صورت دوره ای (معمولاً سالانه) اجاره بها را به سازمان اوقاف یا متولی مربوطه پرداخت کند. مبلغ اجاره بها و حق پذیره (سرقفلی) بر اساس کاربری و ارزش روز زمین توسط کارشناس رسمی دادگستری یا کارشناسان اوقاف تعیین می شود.
  • نقل و انتقال: هرگونه نقل و انتقال حق سرقفلی، حق کسب و پیشه یا امتیاز اجاره به دیگری، نیازمند مجوز و تأیید سازمان اوقاف است. بدون این مجوز، معامله نقل و انتقال اجاره نامه نیز باطل خواهد بود.
  • تجدید نظر: پس از اتمام مدت اجاره (مثلاً ۹۹ سال)، سازمان اوقاف می تواند در مورد شرایط اجاره بها و نحوه ادامه قرارداد تجدید نظر کند.

مالکیت اعیان و اجاره عرصه

در بسیاری از املاک وقفی، ممکن است شخص، مالک اعیان (بنا یا ساختمان ساخته شده) باشد اما عرصه (زمین) زیر آن وقف باشد. این وضعیت حقوقی پیچیده ای را ایجاد می کند:

  • مالکیت اعیان: خریدار یا متصرف، مالک ساختمان یا بنای احداث شده بر روی زمین وقفی است و می تواند برای اعیان خود سند مالکیت مجزا دریافت کند.
  • اجاره عرصه: وی نسبت به عرصه (زمین) صرفاً یک اجاره دار محسوب می شود و باید اجاره بهای آن را به سازمان اوقاف پرداخت کند.
  • مجوز ساخت و ساز: برای هرگونه ساخت و ساز، توسعه یا تغییر در اعیان، لازم است از سازمان اوقاف مجوز رسمی اخذ شود.
  • پیامدهای ساخت و ساز بدون مجوز: ساخت و ساز بدون مجوز می تواند منجر به اقامه دعوای تصرف عدوانی یا غصب از سوی سازمان اوقاف علیه متصرف شود و هزینه ها و مشکلات حقوقی زیادی را در پی داشته باشد.

حق شفعه در مال موقوفه

حق شفعه، حق اولویت شریک در خرید سهم شریک دیگر است تا از ورود شخص ثالث به شراکت جلوگیری کند. با این حال، در مورد املاک وقفی، ماده ۸۱۱ قانون مدنی استثنائی قائل شده است: اگر حصه یکی از دو شریک وقف باشد، متولی یا موقوف علیهم حق شفعه ندارد.

  • دلایل عدم وجود حق شفعه:
    • ایجاد حق شفعه برخلاف اصل مالکیت است و برای حمایت مالک از ضرر شراکت با فردی جدید است.
    • در مورد وقف، عموماً موقوف علیهم بیش از یک نفر هستند و خود موقوفه از شرکت با ملک ضرر نمی بیند.
    • اختیارات متولی وقف در اداره امور، محدود به مندرجات وقف نامه است و او نمی تواند مانند یک مالک مطلق در جهت اصلاح و نگهداری ملک مشترک اقدام کند؛ از این رو، ورود شریک جدید به نفع موقوفه نیست.
  • تأثیر اخذ به شفعه بر عقود بعدی: ماده ۸۱۶ قانون مدنی مقرر می دارد: اخذ به شفعه هر معامله ای را که مشتری قبل از آن و بعد از عقد بیع نسبت به مورد شفعه نموده باشد، باطل می نماید. بنابراین، حتی اگر مشتری پس از خرید سهم یک شریک، آن را وقف کند، با اعمال حق شفعه توسط شریک دیگر، آن وقف نیز باطل خواهد شد.

راهنمایی های کاربردی برای جلوگیری از مشکلات

معاملات مربوط به املاک وقفی به دلیل ماهیت خاص حقوقی آنها، همواره با پیچیدگی ها و ریسک هایی همراه است. برای جلوگیری از بروز مشکلات حقوقی و مالی، رعایت نکات زیر الزامی است:

  • استعلام دقیق و جامع: قبل از هرگونه معامله ملکی، اعم از خرید، اجاره یا ساخت و ساز، حتماً از وقفی بودن یا نبودن ملک اطمینان حاصل کنید. این کار با استعلام از سازمان اوقاف و امور خیریه و اداره ثبت اسناد و املاک محل امکان پذیر است. بررسی نوع سند ملک (شش دانگ عادی، عرصه و اعیان، اجاره نامه اوقافی) اطلاعات مهمی در این خصوص به شما می دهد.
  • مشاوره حقوقی تخصصی: پیچیدگی های قوانین اوقافی ایجاب می کند که پیش از هرگونه اقدام، حتماً با وکلای مجرب و متخصص در امور املاک و اوقاف مشورت نمایید. یک وکیل متخصص می تواند تمامی جوانب حقوقی معامله را بررسی کرده و راهنمایی های لازم را ارائه دهد.
  • دقت در مفاد قرارداد: در صورت انجام معامله (مانند اجاره بلندمدت)، مفاد قرارداد را به دقت مطالعه کرده و از تمامی حقوق و تعهدات خود آگاه باشید. اطمینان حاصل کنید که تمامی مجوزهای لازم از سازمان اوقاف اخذ شده است.
  • شناخت تفاوت های مالکیت: همواره به یاد داشته باشید که خرید ملک وقفی به معنای مالکیت شش دانگ عرصه و اعیان نیست، بلکه غالباً به معنای مالکیت اعیان و اجاره بلندمدت عرصه است. این تفاوت اساسی، در تصمیم گیری های آتی شما (مانند فروش یا رهن) تأثیرگذار خواهد بود.

نتیجه گیری

وقف عام، نهادی مقدس و ماندگار با هدف خدمت به عموم مردم است که از حیث ماهیت، قابلیت فروش ندارد. این اصل مهم، بر حفظ غرض واقف و پایداری منافع موقوف علیهم استوار است. با این حال، قانونگذار در موارد بسیار محدودی، از جمله خرابی یا بیم اضمحلال مال وقفی، اختلافات شدید میان موقوف علیهم که منجر به سفک دماء شود، تبدیل به احسن به مصلحت وقف، و قرار گرفتن در طرح های عمرانی دولتی، فروش یا انتقال عین موقوفه را با رعایت تشریفات قانونی و تحت نظارت دقیق مراجع ذی صلاح مجاز دانسته است. هرگونه معامله خارج از این استثنائات، باطل و فاقد اثر حقوقی بوده و می تواند پیامدهای سنگین حقوقی و کیفری، از جمله ابطال سند و پیگرد قضایی تحت عنوان فروش مال غیر، را در پی داشته باشد. آگاهی از این اصول، برای تمامی افراد درگیر با املاک وقفی، اعم از خریداران، فروشندگان، مستأجرین و متولیان، ضروری است تا از بروز مشکلات و تضییع حقوق جلوگیری به عمل آید.

با توجه به پیچیدگی های حقوقی وقف، قبل از هر تصمیم یا معامله، حتماً با وکلای متخصص در امور اوقافی و ملکی مشورت نمایید. برای مشاوره با ما تماس بگیرید.

آیا شما به دنبال کسب اطلاعات بیشتر در مورد "وقف عام قابل فروش است؟ احکام جامع حقوقی و شرعی" هستید؟ با کلیک بر روی قوانین حقوقی، آیا به دنبال موضوعات مشابهی هستید؟ برای کشف محتواهای بیشتر، از منوی جستجو استفاده کنید. همچنین، ممکن است در این دسته بندی، سریال ها، فیلم ها، کتاب ها و مقالات مفیدی نیز برای شما قرار داشته باشند. بنابراین، همین حالا برای کشف دنیای جذاب و گسترده ی محتواهای مرتبط با "وقف عام قابل فروش است؟ احکام جامع حقوقی و شرعی"، کلیک کنید.