فهرست مطلب 13 بخش

۷ تاثیر زبان انگلیسی بر درآمد و پیشرفت شغلی

ویرایش ۲۰۲۵ شاخص مهارت انگلیسی EF دادهٔ حدود ۲٫۲ میلیون آزمون دهنده در سال ۲۰۲۴ را برای رتبه بندی ۱۲۳ کشور و منطقه به کار برده است. عددها دربارهٔ ملت هاست، اما پرسش بیشتر خواننده ها شخصی است: تاثیر زبان انگلیسی بر درآمد من چقدر است؟

تحریریه سایت زمان مطالعه: 9 دقیقه آموزش به روزرسانی

به اشتراک بگذارید

۷ تاثیر زبان انگلیسی بر درآمد و پیشرفت شغلی

ویرایش ۲۰۲۵ شاخص مهارت انگلیسی EF دادهٔ حدود ۲٫۲ میلیون آزمون دهنده در سال ۲۰۲۴ را برای رتبه بندی ۱۲۳ کشور و منطقه به کار برده است. عددها دربارهٔ ملت هاست، اما پرسش بیشتر خواننده ها شخصی است: تاثیر زبان انگلیسی بر درآمد من چقدر است؟

پاسخ دقیق نه یک عدد است و نه یک وعده. شواهد موجود از چند نوع اند؛ بعضی محکم اند و بعضی فقط جهت را نشان می دهند. این گزارش هفت مسیر مشخص را می شمارد، برای هر کدام می گوید چه کسی بیشتر سود می برد و هر جا عدد قطعی نبود، کیفی می ماند.

شاخص EF چه می گوید و چه نه

شاخص مهارت انگلیسی EF نتیجهٔ یک آزمون آنلاین است که شرکت کنندگانش آن را داوطلبانه انجام داده اند. برای همین مقایسهٔ کشورها تقریبی است و برای قضاوت دربارهٔ یک فرد کافی نیست. شاخص نشان می دهد انگلیسی در کجای جهان قوی تر است؛ نمی گوید اگر شما انگلیسی تان را بالا ببرید، حقوقتان چقدر بالا می رود.

دو دلیل دیگر هم احتیاط را لازم می کند. اول اینکه کسی که پای آزمون انگلیسی آنلاین می نشیند، معمولاً کاربر فعال اینترنت و علاقه مند به یادگیری است و نمایندهٔ همهٔ مردم یک کشور نیست. دوم اینکه رتبهٔ یک کشور میانگینی از شهرها، سن ها و صنعت هاست؛ تهران یا شیراز، یا یک شرکت فناوری و یک کارگاه تولیدی، می توانند از میانگین کشور فاصلهٔ زیادی داشته باشند.

مطلبی در وب سایت مجمع جهانی اقتصاد که به ویرایشی قدیمی تر از شاخص (با ۶۰ کشور و منطقه) تکیه دارد، می نویسد در تقریباً همهٔ کشورهای بررسی شده، رشد مهارت انگلیسی با رشد درآمد سرانه همراه بوده است. همان مطلب از استخدام کنندگان نقل می کند که متقاضیانی با انگلیسی بسیار بالاتر از سطح کشورشان ۳۰ تا ۵۰ درصد حقوق بیشتر گرفته اند.

این عدد برداشت استخدام کنندگان است، نه اندازه گیری مستقل، و همبستگی هم علت نیست: کشور یا فردی که پول بیشتری دارد، راحت تر برای آموزش هم خرج می کند. خود مطلب هم از «چرخهٔ مثبت» حرف می زند؛ یعنی انگلیسی بهتر درآمد را بالا می برد و درآمد بالاتر امکان آموزش بیشتر را فراهم می کند. برای مرور عمومی تر دربارهٔ تأثیر زبان انگلیسی بر شغل و درآمد می توانید این یادداشت را هم ببینید، اما تصمیم را روی شواهد بخش بعد بگذارید.

کارفرما خودش چه می گوید

نگاه کارفرما به مهارت زبان انگلیسی در استخدام

گزارش «English at Work» از Cambridge English بر پیمایش ۵٬۳۷۳ کارفرما در ۳۸ کشور تکیه دارد. در کشورهایی که انگلیسی زبان رسمی نیست، حدود نیمی از کارفرماها گفته اند مهارت خوب انگلیسی حقوق شروع بهتر و ارتقای سریع تر در رتبه های شغلی به همراه دارد، و نزدیک به همین نسبت از افزایش حقوق بیشتر یاد کرده اند.

برگهٔ اطلاعاتی British Council دربارهٔ انگلیسی و کار تصویر کیفی تری می دهد: بسیاری از شرکت ها انگلیسی را زبان ارتباط داخلی و ارتباط با مشتری و تأمین کنندهٔ خارجی کرده اند و کارفرماها بیشتر از قبل به مهارت گفتاری اهمیت می دهند تا به نوشتن.

هفت مسیر از انگلیسی تا درآمد

هفت مسیر شغلی که انگلیسی درآمد را بالا می برد

ترتیب این فهرست بر اساس بزرگی اثر نیست؛ تقریباً همان ترتیبی است که یک مسیر شغلی در آن جلو می رود، از پیدا کردن آگهی تا مذاکرهٔ نهایی.

دسترسی به آگهی های بیشتر

بخش بزرگی از آگهی های شغلی بین المللی و شرکت های چندملیتی به انگلیسی نوشته می شود. بلد بودن زبان یعنی فهرست شغل هایی که می توانید برایشان درخواست بدهید بلندتر است. این به تنهایی استخدام را تضمین نمی کند؛ فقط درِ بیشتری را باز می گذارد. یک مهندس عمران که فقط آگهی های فارسی را دنبال می کند و دیگری که سایت های کاریابی خارجی را هم می بیند، در عمل دو بازار متفاوت را جست وجو می کنند؛ دومی پیش از اینکه حتی مصاحبه ای بدهد، گزینه های بیشتری مقابل دارد.

چه کسی بیشتر سود می برد؟ کسانی که مهارتی با بازار جهانی دارند، مثل برنامه نویس، طراح، مهندس و پژوهشگر، چون برای آن ها آگهی خارجی واقعاً وجود دارد.

دورکاری و همکاری بین المللی

تیمی که اعضایش در چند کشور پراکنده اند، تقریباً همیشه به انگلیسی کار می کند: جلسه، مستند، پیام و گزارش. داده های British Council هم نشان می دهد زبان کار در بسیاری از شرکت ها انگلیسی است. تفاوت اصلی با مسیر اول این است که اینجا نوشتن و مکالمهٔ روزمره سنجیده می شود، نه فقط خواندن آگهی. جلسهٔ هفتگی با همکاری که انگلیسی اش را با لهجهٔ دیگری حرف می زند، یادداشت برداری از آن جلسه و ایمیل پیگیری بعدش، همه بخشی از کار روزانه می شوند و کسی برایشان نمره نمی دهد؛ فقط اگر ضعیف باشند، کند شدن کار را همه می بینند.

چه کسی بیشتر سود می برد؟ متخصص های نرم افزار، پشتیبانی مشتری، بازاریابی دیجیتال و کسانی که با تیم خارجی کار می کنند.

ارتقا داخل شرکت

در پیمایش کارفرماهای Cambridge English حدود نیمی از آن ها ارتقای سریع تر برای افراد دارای انگلیسی خوب را گزارش کرده اند. دلیلش ساده است: وقتی گزارش ها، شرکای تجاری یا مدیران ارشد انگلیسی زبان اند، کسی که بتواند پل بزند، زودتر دیده می شود. این رابطه برای شرکت هایی که فقط در بازار داخلی کار می کنند ضعیف تر است. در چنین شرکتی ممکن است انگلیسی حتی یک مهارت اضافی تلقی شود و ملاک ارتقا چیز دیگری باشد، پس پیش از سرمایه گذاری ببینید در شرکت شما چه کسانی ارتقا گرفته اند.

چه کسی بیشتر سود می برد؟ کارمندان شرکت های صادراتی، وارداتی و چندملیتی و کسانی که با دفتر مرکزی خارجی مکاتبه دارند.

شبکه سازی حرفه ای

همایش ها، انجمن های تخصصی و شبکه های حرفه ای بین المللی عمدتاً به انگلیسی گفت وگو می کنند. اثر این مسیر کند و غیرمستقیم است: یک آشنایی خوب ممکن است سال ها بعد فرصت شغلی بدهد، و هیچ پژوهشی را نمی شناسم که بتواند آن را به یک عدد مشخص تبدیل کند. با این حال، تجربهٔ کاری نشان می دهد که معرفی، توصیه نامه و پیشنهاد همکاری خیلی وقت ها از همین گفت وگوهای کوتاه شروع می شود، نه از ارسال رزومه.

چه کسی بیشتر سود می برد؟ متخصصانی که در حوزه های رقابتی کار می کنند، پژوهشگران و بنیان گذاران استارتاپ.

یادگیری مهارت از منابع اصلی

مستندات فنی، مقاله های پژوهشی و دوره های آنلاین معمولاً اول به انگلیسی منتشر می شوند و ترجمه شان با تأخیر می رسد، اگر برسد. کسی که منبع اصلی را بخواند، فاصلهٔ زمانی را کم می کند و مهارتش زودتر به بازار می رسد. اثر این مسیر بر درآمد غیرمستقیم است، اما در رشته های سریع التغییر قابل توجه است. مثلاً مستندات رسمی یک کتابخانهٔ نرم افزاری بعد از هر نسخهٔ تازه اول به انگلیسی به روز می شود؛ کسی که منتظر ترجمه بماند، چند ماه عقب تر است.

چه کسی بیشتر سود می برد؟ برنامه نویس ها، مهندس ها، پزشکان، طراح ها و هر کسی که رشته اش هر چند ماه تغییر می کند.

فریلنسری دلاری

مشتری خارجی به کسی نیاز دارد که پیام او را بفهمد و پروژه را به زبان خودش تحویل بدهد. اما دو احتیاط لازم است: دسترسی ایرانی ها به بعضی پلتفرم ها و روش های پرداخت محدودیت دارد و درآمد دلاری به نمونه کار و تجربه هم بستگی دارد، نه فقط به زبان. پیش از برنامه ریزی، شرایط هر پلتفرم را جداگانه بررسی کنید. معمولاً کسی که در مرحلهٔ پیشنهاد کار، پیام روشن و بی غلط می نویسد، همان ابتدا از رقبایی که پیام شان مبهم است جلو می افتد؛ پس نوشتن اینجا از مکالمه مهم تر است.

چه کسی بیشتر سود می برد؟ نویسنده ها، مترجم ها، برنامه نویس ها و طراح هایی که نمونه کار آماده و توانایی نوشتن حرفه ای دارند.

اعتمادبه نفس در مذاکره

این مورد از همه نرم تر و از همه سخت تر قابل سنجش است. مذاکره با تأمین کنندهٔ خارجی یا مصاحبه به انگلیسی را فقط وقتی می شود خوب پیش برد که بدانید چه می گویید و چه می شنوید. اگر حواستان به ترجمهٔ ذهنی باشد، پیشنهاد مقابل را از دست می دهید. همین موضوع در مصاحبهٔ شغلی هم صدق می کند: کسی که جواب هایش را از قبل به انگلیسی تمرین کرده، آرام تر مکث می کند و بهتر فکر می کند.

چه کسی بیشتر سود می برد؟ کارشناسان فروش و خرید، مدیران و کسانی که مصاحبه یا قرارداد به انگلیسی در پیش دارند.

هر مسیر چقدر مستند است

جدول زیر، که جمع بندی قضاوت من از شواهد این گزارش است، نشان می دهد کدام مسیر پشتوانهٔ داده ای دارد و کدام بیشتر منطقی است تا اثبات شده. هیچ کدام تضمین درآمد نیستند.

مسیر نوع شواهد احتیاط
آگهی های بیشتر منطقی؛ آگهی های انگلیسی واقعاً وجود دارند دعوت به مصاحبه تضمین نیست
دورکاری گزارش های کارفرمایی دربارهٔ زبان کار به شغل و شرکت بستگی دارد
ارتقا پیمایش کارفرماها بیشتر در شرکت های بین المللی
شبکه سازی مشاهدات کیفی اثر کند و غیرمستقیم
منابع اصلی منطقی؛ تأخیر ترجمه اثر روی درآمد غیرمستقیم
فریلنسری تجربهٔ بازار محدودیت پرداخت و پلتفرم
مذاکره مشاهدهٔ کیفی سنجش پذیر نیست

اگر بخواهیم تاثیر زبان انگلیسی بر درآمد را در یک جمله خلاصه کنیم، این است که انگلیسی معمولاً درهای بیشتری باز می کند و بالا رفتن حقوق، به این بستگی دارد که از آن درها چه استفاده ای می کنید.

سه خطا در خواندن این عددها

خطای اول این است که از «۳۰ تا ۵۰ درصد» یک وعده بسازیم. این عدد برداشت استخدام کنندگان از متقاضیانی با انگلیسی استثنایی است، نه نتیجهٔ یک آزمایش، و برای هر شغل یا هر شهر ساخته نشده. خطای دوم، مقایسهٔ سطح خودتان با میانگین کشور است؛ مقایسهٔ درست، سطح شما با خواستهٔ آگهی ای است که می خواهید به آن جواب بدهید.

خطای سوم، فکر کردن به زبان به عنوان تنها عامل است. در بسیاری از شغل ها تخصص، نمونه کار و تجربه وزن بیشتری دارند و انگلیسی ضریبی روی آن هاست، نه جایگزینشان. هر جا ادعایی دربارهٔ تاثیر زبان انگلیسی بر درآمد بدون ذکر منبع، شغل و سطح زبان آمده بود، با تردید بخوانیدش.

پیش از هزینه کردن برای یادگیری

سرمایه گذاری روی یادگیری زبان پیش از هزینه کردن

سه پرسش، از کوچک به بزرگ. اول، شغل هدف شما کدام است؟ آگهی ده موقعیت واقعی را بخوانید و ببینید کدام مهارت انگلیسی خواسته شده؛ نوشتن، خواندن فنی یا مکالمه. دوم، سطح فعلی تان کجاست؟ یک آزمون سطح سنجی استاندارد بدهید تا بدانید فاصله تا هدف چقدر است. سوم، چه مقدار از آن فاصله را می شود با تمرین روزانه پر کرد؟

پاسخ این سه پرسش، برنامهٔ یادگیری را از یک آرزو به یک برنامهٔ مشخص تبدیل می کند. اگر فردا آگهی استخدامی به انگلیسی ببینید که دقیقاً به رشتهٔ شما می خورد، چند خط از آن را بدون کمک می فهمید؟